یاد شهیدان
به یاد شهدای هشت سال دفاع مقدس
نه جامه ای،نه پلاکی، نه عطر خاطره ای نه ره به سوی تو دارد نگاه پنجره ای نه بغض می شکند در تو تار حنجره ای ندارد آن دل پرخون سر مناظره ای میان حلقه ی فوج ملک محاصره ای که آفتابی و من اشتیاق شاپره ای که دست سبز گشایش برای هر گره ای برای چون تو بزرگی، شهاب گستره ای شده یلدا مقارن با محرم مراسم عزاداری سالار شهیدان در علامرودشت با شور خاصی برگزار گردید. به لبهایت بگو چیزی نگویی نفهمند که چقدر تشنه گلویی دگر من تشنگی را دوست دارم اگر که آب یعنی بی عمویی پر کرد مشک وپس کفی از آب برگرفت
می خواست تا که نوشد از آن آب خوشگوار آمد به یادش از جگرتشنه حسین چون اشک خویش ریخت به کف آب وشد سوار محرم، ماه فریاد، ماه بیداری و پایداری است؛ ماهی که تمام تاریخ، وام دار یک نیم روز آن است. ماهی که خاک و خون، آتش و عطش و مشک و تیر، رازهای سر به مهر آنند. ماهی که هفتاد و دو آیه ی سرخ، بر صحیفه ی دل ها نازل شد و هفتاد و دو کهکشان، در مدار هستی قرار گرفت. ماهی که دست می افتاد و پر و بال می رویید. فرارسیدن ایام شهادت سرور و سالار شهیدان خدمت تمامی شیعیان تسلیت عرض می نمایم. ای وجودت عشق را معنا حسین عالمی یك قطره تو دریا حسین محرم آمد و ماه عزا شد مه جانبازی خون خدا شد جوانمردان عالم را بگویید دوباره شور عاشوار به پا شد کاش بودیم آن زمان کاری کنیم از تو و طفلان تو یاری کنیم کاش ما هم کربلایی می شدیم در رکاب تو فدایی می شدیم فرا رسیدن ایم غم گداز شهادت سالار شهیدان و یاران باوفایش تسلیت عرض می نمایم ديـــــــن اسلام خدا نشكستني ست خــــــــون سرخ آن شهيدان بر زمين روح تـــــــازه مي دمد هر دم به دين هر محرم مي خــــــروشد خون ز دل عشق معنا مي شـــــــود بر آب و گِل ۲۰ مهرماه روز بزرگداشت شاعر ارزشمند حافظ شیراز گرامی باد.
دوست دارم صدات کنم، تو هم منو نگاه کنی من تورونگات کنم، تو هم منو صدا کنی قربون صفات برم، از راه دوری اومدم جای دوری نمیره، اگه منو نگاه کنی دل من زندونیه، تویی که تنها میتونی این قفس رو وا کنی، پرنده رو رها کنی میشه کنج حرمت، گوشه قلب من باشه میشه قلب منو مثل گنبدت طلا کنی تو غریبی ومنم غریبم اما چی میشه دل این غریبه رو با خودت آشنا کنی دوست دارم تو ایوون آیینت از صبح تا غروب من باهات صفا کنم، تو هم منو دوا کنی دلمو گره زدم به پنجرت دارم میرم دوست دارم تا برمی گردم گره ها رو وا کنی دوست دارم از حالا تا صبح محشرهمه شب من رضا رضا بگم، تو هم منو رضا کنی
نه واژه ای، نه کلامی، نه بانگ آوازی
سکوت، غرق سکوتی شهید گمنامم!
توکیستی گل پرپر که در عبور از خاک؟
نمی شناسمت اما چه می درخشی تو
تو آن قدر به خدای امید نزدیکی
دریغ و درد که آغوش شهر کوچک بود

نمی دانم بخندم یا بگریم
مبارک، تسلیت عید و عزاتان
پس از شادی بخور یک ذره هم غم!





| Design By : Pichak |


