تبليغاتX
شروع دوباره

امروز اگر حلاوتی نوش شماست

                             يا جامه اقتدار تن پوش شماست

روزی نرسد که زير پا بگذاريد

                         خون شهدای ما که بر دوش شماست

زنده تر از تو كسي نيست ، چرا گريه كنيم ؟

مرگمان باد و مبادا آن كه تو را گريه كنيم 
هفت پشت عطش از نام زلالت لرزيد

ما كه باشيم كه در سوگ شما گريه كنيم ؟ 
رفتنت آينه آمدنت بود، ببخش

شب ميلاد تو تلخ است كه ما گريه كنيم 
ما به جسم شهدا گريه نكرديم ، مگر

مي توانيم به جان شهدا گريه كنيم ؟ 
گوش جان باز به فتواي تو داريم ، بگو

با چنين حال بميريم و يا گريه كنيم ؟ 
اي تو با لهجه خورشيد سراينده ما

ما تو را با چه زباني به خدا گريه كنيم ؟ 
آسمانا ! همه ابريم گره خورده به هم

سر به دامان كدام عقده گشا گريه كنيم ؟

باغبانا ! از تو چشم تو آموخته ايم

كه به جان تشنگي باغچه ها گريه كني

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/12/16ساعت 9:58  توسط محمد  | 

مادرم شبنم گلبرگ حيات    پدرم عطر گل ياس بقاست

    مادرم وسعت دريای گذشت    پدرم ساحل زيبای لقاست

     مادرم آئينه حجب و حيا     پدرم جلوه ايمان و رضاست

     مادرم سنگ صبور دل ما      پدرم در همه حال کارگشاست

     مادرم شهر اميداست و هنر       پدرم حاکم پيمان و وفاست

      مادرم باغ خزان ديده دهر      پدرم برسرما مرغ هماست

     مادرم موی سپيد کرده زحزن     پدرم نقش همه خاطره هاست

     مادرم کوه وقار است و کمال     پدرم چشمه جوشان عطاست 

    

 مرغ آمال مرا بال و پر اي مادر من
 در ره غم مرا همسفر اي ماد ر من

زحمت ورنج كشيدي همه عمر
بيش از زحمت مادر پدر اي مادر من

بخدا مهر و و فاي تو چو يادم ايد
زندم شعله غمت بر جگر اي مادر من

تو بدي همره شادي وغم زندگيم
رنج بردي تو زمن بيشتر اي مادر من

كي دهد گريه وغم سوز دلم را تسكين
گر رود سيل از اين چشم تر اي مادر من

خواهم از فاطمه ان همسر و الاي علي
كند از لطف بسويت نظر اي مادر من

جنت روی زمین و باغ رضوان مادر است
كفر میگویم اگر چه، دین و ایمان
مادر است
آنكه پیدا شد محمداز وجودش در قریش
وآنكه شاهان پرورانیده به دامان
مادر است
آنكه ایزد داد جنت زیر پای او قرار
وآنكه نامش هست والا نزد یزدان
مادر است
آنكه لالایی برایم شب به بستر میسرود
روز و شب میكرد با من آنكه یكسان
مادر است

تقدیم به مادر عزیزم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/12/16ساعت 9:42  توسط محمد  | 

عجب صبری خدا دارد!

اگرمن جای او بودم

همان يک لحظه ی اول

که اول ظلم را می ديدم از مخلوق بی وجدان

جهانرا با همه زيبايی وزشتی

بروی يکدگر،ويرانه می کردم

عجب صبری خدا دارد!

اگر من جای او بودم

که در همسايه ی صدها گرسنه،چند بزمی گرم عيش و نوش می ديدم

نخستين نعره ی مستانه را خاموش آندم بر لب پيمانه می کردم

عجب صبری خدا دارد!

اگر من جای او بودم

که می ديدم يکی عريان ولرزان،ديگری پوشيده از صد جامه ی رنگين

زمين وآسمانرا واژگون،مستانه می کردم

عجب صبری خدا دارد!

اگر من جای او بودم

بگرد شمع سوزان دل عشاق سر گردان

سرا پای وجود بی وفا معشوق را پروانه می کردم

عجب صبری خدا دارد!

اگر من جای او بودم

بعرش کبريايي، با همه صبر خدايی

تا که می ديدم عزيز نا بجايي، ناز بر يک ناروا خاری می فروشد

گردش اين چرخ را وارانه،بی صبرانه می کردم

عجب صبری خدا دارد!

چرا من جای او باشم

همين بهتر که او خود جای خود بنشسته و،تاب تماشای تمام زشتکاريهای اين مخلوق را دارد!

وگرنه من بجای او چو بودم

يک نفس کی عادلانه سازشی

با جاهل و فرزانه می کردم

عجب صبری خدا دارد

        الهی                                

تو دوست می داری که                 

 من تو را دوست دارم             

  

با آن که بی نيازی از من            

         پس من  چگونه دوست ندارم    

 که تو مرا دوست داری با اين همه

احتياج که به تو دارم.

چه جمعه ها كه يك به يك ، غروب شد ، نيامدي 
چه بغض ها كه در گلو ، رسوب شد ، نيامدي
خليل آتشين سخن! تبر به دوش بت شكن!

خداي ما دوباره سنگ و چوب شد ، نيامدي 
براي ما كه خسته ايم و دل شكسته ايم ، نه!

ولي براي عده اي چه خوب شد ، نيامدي!
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام

دوباره صبح ، ظهر، نه! غروب شد ، نيامدي

 

شاید این جمعه بیاید ... شــــــــــــاید ...


خبر آمد خبری در راه است
سرخوش آن دل که از آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید...شاید
پرده از چهره گشاید...شاید
دست افشان...پای کوبان می روم
بر در سلطان خوبان می روم
می روم بار دگر مستم کند
بی سر و بی پا و بی دستم کند
می روم کز خویشتن بیرون شوم
در پی لیلا رخی مجنون شوم
هر که نشناسد امام خویش را
بر که بسپارد زمان خویش را
با همه لحظه خوش آواییم
در به در کوچه ی تنهاییم
ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر
نغمه ی تو از همه پر شور تر
کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی
کاش که همسایه ی ما می شدی
مایه ی آسایه ی ما می شدی
هر که به دیدار تو نایل شود
یک شبه حلال مسائل شود
دوش مرا حال خوشی دست داد
سینه ی ما را عطشی دست داد
نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت
نام تو آرامه ی جان من است
نامه ی تو خط اوان من است
ای نگهت خاست گه آفتاب
در من ظلمت زده یک شب بتاب
پرده برانداز ز چشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم
ای نفست یارومدد کار ما
کی و کجا وعده ی دیدار ما
دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد
به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد
به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم
تویی که نقطه ی عطفی به اوج آیینم
کدام گوشه ی مشعر
کدام گوشه ی منا
به شوق وصل تو در انتظار بنشینم
ای زلیخا دست از دامان یوسف بازکش
تاصبا پیراهنش را سوی کنعان آورد
ببوسم خاک پاک جمکران را
تجلی خانه ی پیغمبران را
خبر آمد خبری در راه است
سر خوش آن دل که ار آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید...شاید
پرده از چهره گشاید...
شاید
شادی روح مرحوم محمد رضا آغاسی  صلوات

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/12/16ساعت 9:26  توسط محمد  | 

هر چند همچو گل همه بر باد رفته اند

هرگز گمان مدار كه از ياد رفته اند

اينان نه آن گل اند كه گويي در اين بهار

از ياد رفته اند چو بر باد رفته اند

شهید از دید بزرگان:

امام خمینی:

خط سرخ شهادت خط آل محمد و علي است و اين افتخار از خاندان نبوت و ولايت به ذريه طيبه آن بزرگواران و به پيروان خط آنان به ارث رسيده است.

همين شهادت ها پيروزي را بيمه مي كند، همين شهادت ها است كه دشمن شما را رسوا مي كند در دنيا

همين تربت پاك شهيدان است كه تا قيامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفاي آزادگان خواهد بود.

شهید آو ینی:

حرم عشق كربلا ست و چگونه در بند خاك بماند آنكه پرواز آموخته‌است و راه كربلا مي‌شناسد و چگونه از جان نگذرد آنكس كه مي‌داند جان بهاي ديدار است.

گردش خون در رگهاي زندگي شيرين است، اما ريختن آن در پاي محبوب شيرين ‌تر است؛ و نگو شيرين ‌تر، بگو بسيار بسيار شيرين ‌تر.

در ملكوت اعلا جز شهيد زنده نيست و حيات ديگران اگر هم باشد به طفيل شهداست.

سوختن كمال عشق است اما آنها كه سوختن پروانه در آتش شمع را كمال عشق مي‌دانند كجايند كه سوختن انسان در آتش عشق را به نظاره بنشينند؟

سر مبارك امام عشق بر بالاي ني رمزي است بين خدا و عشاق، كه اين است بهاي ديدار.

در عالم رازي هست كه جز به بهاي خون فاش نمي‌شود.

هنر آن است كه بميري، پيش از آنكه بميراندت، مبدأ و منشأ حيات آنان‌اند كه چنين مرده‌اند.

اي شهيد! اي آنكه بر كرانه‌ي ازلي و ابدي وجود برنشسته‌اي! دستي برآر و ما قبرستان ‌نشينان عادات سخيف را نيز از اين منجلاب بيرون كش.

شهید مطهری:

مثل شهيد، مثل شمع است كه خدمتش از نوع سوخته‌شدن و فاني شدن و پرتوافكندن است تا ديگران در اين پرتو كه به بهاي نيستي او تمام شده بنشينند و آسايش بيابند و كار خويش را انجام دهند.

مقام معظم رهبری:

شهادت خلعت ذي قيمتي است كه خداي متعال بر تن خاصان مي‌پوشاند.

مرحوم اغاسی:

جـــنگ کجـائي ؟ که دلم تنـگ توست

رقـص جنون تشـنه ي آهنـگ توســت

جنگ کجائي؟که دلم خون شد است

زاده ي ليـلاي تو مجـنون شــد است

جنــــگ شـهـيـــدان تــــو را ديــده ام

روي ســپـــيـــدان تـــــو را ديــــده ام

حــــيـف کـه فـــصل تو فرامـوش شـد

نـــاله ي جانسـوز تــو خــامـوش شد

 

بار الها من نمي خواهم كه در بستر بميرم

ياريم كن تا به راهت در دل سنگر بميرم

دوست دارم در ميان آتش و خون و گلوله

دور از اين كاشانه و از مادر و خواهر بميرم

دوست دارم چهره مهدي زهرا(س) را ببينم

دوست دارم راه دين يابد ادامه

من به خون غلتان شوم هم چون علي اكبر بميرم

من بی کسم و جز تو خدایی که ندارم

گر از سر کویت بروم رو به که آرم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/12/16ساعت 9:11  توسط محمد  | 

در پی سوالات موهن به ساحت پیامبر اعظم وزیر آموزش و پرورش عذر خواهی کرد:

وزير آموزش و پرورش در نامه‌اي به مراجع عظام، با پوزش از پيشگاه پيامبر اعظم(ص) و امت حزب‌الله، درباره شبهات پيش‌آمده پيرامون سؤالات موهن آزمون ضمن خدمت فرهنگيان، برگزار شده در يكي از شهرستانهاي استان تهران، توضيحاتي ارائه كرد.

به گزارش سرويس «آموزش و پرورش» ايسنا محمود فرشيدي در اين نامه با يادآوري فعاليتهاي گسترده‌اي كه به مناسبت سال پيامبر اعظم(ص) در آموزش و پرورش انجام شده است، اين پرسشها را موهن دانست.

وي همچنين با يادآوري گستردگي آموزش و پرورش و غيرمتمركز بودن دوره‌هاي آموزش ضمن خدمت، تخفيف مقام نبوت و ساحت نبي‌اكرم (ص) را جرمي عظيم و مرتكبان آن را مستحق مجازات سنگين دانست.

وزير آموزش‌وپرورش ضمن توضيح درباره چگونگي بروز اين مشكل اعلام كرد: مسؤول مستقيم اين آزمون از كار بركنار شده و پرونده وي براي بررسي به مقامات ذيصلاح قضايي و امنيتي، ارجاع شده است.

در نمابر وزارت آموزش و پرورش تصريح شده است كه گسترش همكاريهاي آموزش‌وپرورش با حوزه‌هاي علميه از برنامه‌هاي اعلام شده فرشيدي در دوران وزارت وي بوده و تاكنون گامهاي مثبتي در اين زمينه برداشته شده است.

خبرگزاري دانشجويان ايران - فارس

جمعی از اعضای مجمع بسیج دانشجویان دانشگاهها و مراکز علمی و پژوهشی شیراز با مهندس رضازاده استاندار فارس، در سالن شهید قاضی استانداری دیدار کردند.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه فارس در این نشست یکی از نمایندگان مجمع یاد شده، ضمن ارائه گزارشی گفت: اعضا بسیج دانشجوئی در سه سطح فعال، عادی و غیر عادی فعالیت می‌کنند و در جهت توسعه فرهنگ و آرمانهای بسیجی در بین قشر دانشجو، تعمق بخشیدن به اندیشه های ناب اسلامی از طریق برگزاری جلسات، گردهمائی ها و نمایشگاهها و نیز همکاری با مسئولین دانشگاهها و دستگاههای اجرائی در جهت سرعت بخشیدن به امور اجرائی منشاء خدمات مؤثری بوده اند.

استاندار فارس، نیز ضمن ابراز خرسندی از فراهم شدن زمینه دیدار و گفت‌وگو با دانشجویان بویژه اقشار بسیجی، به نقش دانشگاهها، دانشجویان و اساتید در توسعه و ترقی و تعالی کشور اشاره کرد و گفت: دانشگاهها محل تبلور و برآیند افکار و آرمانهای عالی هر جامعه هستند.

وی افزود: ما در میان اقشار مختلف جامعه ایران اسلامی‌مان شاهد تشکل‌هایی بسیجی هستیم و این تشکل ها با توجه به ضرورت‌ها و نیازهایی که در مقاطع مختلف، در جامعه احساس می شده به صورت خودجوش پا به عرصه وجود گذارده اند.

رضازاده گفت: ما اکنون شاهد تلاشها و دستاوردهای مؤثر این عزیزان در جهت پاسداری از ارزشهای انقلاب و جلوگیری از بروز هرگونه انحراف در خط مستقیم انقلاب بوده ایم.

وی همچنین به تشریح دستاوردهای دولت نهم در ابعاد گوناگون و اقداماتی که در جهت تحقق بخشیدن به شعار عدالت گستری صورت گرفته پرداخت و افزود: در طول یکسال و اندی که از شروع کار این دولت می گذرد در این استان اقدامات چشمگیری در زمینه توسعه راهها، راه آهن، ایجاد اشتغال برای جوانان و فارغ التحصیلان از طریق اعطای تسهیلات بنگاههای اقتصادی زودبازده، استفاده بهینه از منابع مالی بانکهای استان، تأسیس صندوق مهر رضا(ع) و اعطای سهام کارخانجات و مؤسسات بزرگ تولیدی به اقشار صورت گرفته است.

استاندار فارس در پایان، ضمن تشکر از تعامل مثبت دانشجویان بسیجی و دلسوزیهای آنان در جهت ترقی و تعالی استان در زمینه های گوناگون، در جلسه پرسش و پاسخ آنان شرکت نمود، و به سئوالات دانشجویان بسیجی پاسخ گفت.

کودکان خیابانی در یزد:

كودكان خياباني، مهمان‌هاي تازه‌وارد يزد !!!
چه كسي مسئول است؟
شهرداري: جمع مي‌كنيم، كسي تحويل نمي‌گيرد
بهزيستي: جمع كنند، تحويل مي‌گيريم

كودكان خياباني، در اذهان جامعه، واژه‌اي ترحم برانگيز و معضلي اجتناب‌ناپذير تعريف شده است. شهر يزد، به دليل فرهنگ غني و دارالعباده‌اش تا مدت‌ها قبل هرگز چنين مهمان‌هاي ناخوانده‌اي را به خود نديده بود، اما مدت زماني است كه " كودك خياباني " در يزد يك معضل شده است.

 اما براستي كودك خياباني در يزد چه مي كند؟

به گزارش خبرنگار اجتماعي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) منطقه يزد، براي بررسي معضل كودك خياباني در شهر دارالعباده يزد، ابتدا بايد تعريفي از كودك خياباني ارائه دهيم. كودك يا (صغير) در اصطلاح حقوقي، به كسي گفته مي‌شود كه از نظر سني به نمو جنسي و روحي لازم براي ادامه زندگي اجتماعي و قانوني نرسيده باشد، يعني درست را از غلط تشخيص ندهد.

بر اساس اولين تبصره از ماده 1210 قانون مدني ايران، كودك به كسي گفته مي‌شود كه در مورد پسران به 15 سال تمام قمري و در مورد دختران به 9 سال تمام قمري نرسيده و به عبارت ديگر بالغ نشده باشند.

از نظر قوانين بين‌المللي و كنوانسيون حقوق كودك كه ايران در سال 1372 به آن ملحق شد، افراد زير 18 سال كودك به حساب مي‌آيند.

كودك خياباني كيست؟

سازمان ملل متحد در سال 1377 كودكان خياباني را چنين تعريف مي‌كند: كودكاني كه عمده وقت خود را بدون سرپرست در خيابان مي‌گذرانند.

اما امروز تعريف جامعي از كودك خياباني در كشورهاي صنعتي ارايه شده است، كودك خياباني به تمام كودكاني گفته مي‌شود كه بيشتر وقت خود را در خيابان مي‌گذرانند، چه مشغول به كار باشند و چه نباشند و خانواده داشته باشند يا نداشته باشند.

اغلب اين كودكان با ظاهري نامناسب به فعاليت‌هاي گوناگون از جمله دستفروشي، شيشه شويي، تكدي‌گري، بليت فروشي و... مشغولند.

اينها كساني هستند كه به اجبار پدر و يا مادر خود كه اغلب، معتاد، رواني و فقير هستند، مجبورند شبانه روز با حداقل تغذيه كار كنند.

دسته‌اي ديگر از اين كودكان براي امرار معاش خود و اعضاي خانواده، بايد از طريق غير قانوني در آمد بيشتري را كسب كنند و بسيارند افرادي كه پدر و مادرشان آنها را وادار به انجام جرم مي‌كنند.

در مورد پسران، فروش مواد مخدر، سرقت و غيره... و در مورد دختران بيشتر انجام روابط جنسي نامشروع، خود فروشي و گاهي هم دزدي‌هاي كوچك شايع است.

اما اگر برخورد با معضل نه چندان جديد يزد را در دو زمنيه، برخورد ريشه‌اي و همچنين جمع‌آوري آنها خلاصه كنيم،

 چه كساني مسئول جمع‌آوري، نگهداري و در مجموع ساماندهي كودكان خياباني است؟

شهرداري يزد: ما مسئول جمع آوري هستيم، كسي تحويلشان نمي‌گيرد

رئيس اداره اجرائيات شهرداري يزد با اعلام اينكه در يزد، ‌شهرداري متولي جمع‌آوري متكديان و كودكان خياباني شده است، گفت: ما طبق وظيفه‌ محوله‌مان به جمع‌آوري كودكان خياباني پرداختيم، اما هيچ نهادي متولي پذيرش متكديان و كودكان خياباني جمع‌آوري شده نيست.

حسين ساجدي در گفتگو با خبرنگارايسنا - منطقه يزد، اظهار داشت: در پي جلساتي كه در استانداري و فرمانداري يزد تشكيل شد، جمع‌آوري متكديان و كودكان خياباني از جمله كودكان اتباع خارجي برعهده اداره اجرائيات شهرداري گذاشته شد و پس از جمع‌آوري، تحويل بهزيستي شوند، اما متاسفانه اين طرح فقط 10 روز اجرا شد، چرا كه پس از جمع‌آوري هيچ نهادي متولي پذيرش آنان نيست.

وي افزود: در ابتداي امر قرار بود، مجتمعي براي تفكيك و ساماندهي آنان ايجاد شود، اما نه تنها اين كار صورت نگرفت حتي هيچ نهادي پس از جمع‌آوري توسط شهرداري، متولي پذيرش آنان نيست و به همين دليل كار، ميان زمين و آسمان معلق مانده است.

معاون اجتماعي سازمان بهزيستي يزد: همكاري خوبي با يكديگر داشته‌ايم

معاون اجتماعي سازمان بهزيستي يزد گفت: كودكان خياباني يزدي و يا ساير نقاط استان بسيار كم هستند ونيز ساماندهي شده‌اند و مورد خدمت‌دهي سازمان قرارگرفته‌اند اما 98 درصد كودكان خياباني در يزد اتباع خارجي هستند.

سيدمحمد طباطبايي در گفتگو با خبرنگارايسنا - منطقه يزد، اظهار داشت: جمع‌آوري متكديان ارتباطي به بهزيستي ندارد و ما تنها متولي پذيرش كودكان خياباني هستيم.

وي در خصوص جمع‌آوري كودكان خياباني اذعان داشت، اين كار با تشكيل كميته‌اي متشكل از بهزيستي، شهرداري و نيروي انتظامي در حال انجام مي‌باشد و اين سه نهاد تاكنون همكاري خوبي با يكديگر داشته‌اند.

طباطبايي درخصوص ساماندهي كودكان خياباني تاكيد كرد: خوشبختانه تعداد كودكان خياباني يزدي و يا ساير نقاط استان بسيار كم است و اين تعداد پس از جمع‌آوري نيز تحت پوشش بهزيستي و نيز خدمات مددكاري، روانشناسي و مالي قرار گرفته‌اند و حتي كودكان ساير استان‌ها نيز شناسايي شده‌اند و بهزيستي استان‌هاي مربوطه تحويل داده شده‌اند، اما 98 درصد كودكان خياباني اتباع خارجي هستند كه پس از جمع‌آوري و شناسايي، اطلاعات به دفتر امور اتباع داده مي‌شود و ساماندهي آنها با امور اتباع است.

اين مقام مسئول خاطرنشان كرد: تحويل كودك اتباع خارجي به دفتر امور اتباع، به اين دليل است كه ما طبق دستورالعمل‌ها، نمي‌توانيم كودكان اتباع را بپذيريم.

وي افزود: اما متاسفانه با وجود ارسال اطلاعات و آدرس كودكان خياباني به دفتر امور اتباع پس از يك‌ماه، دوباره شاهد اين كودكان در سطح خيابانهاي شهر هستيم.

شهرام جزایری چگونه گریخت؟                                                         

عصر ایران ـ هر چند اطلاع رسانی دقیقی درباره چگونگی فرار شهرام جزایری صورت نگرفته و در اطلاعیه ها و اظهار نظرهای رسمی صرفاً به فرار جزایری، با استفاده از «غفلت ماموران» اشاره شده، لکن شنیده های خبرنگار عصر ایران (asriran.com) از برخی منابع نزدیک به پرونده، حاکی از آن است که جزایری در مسیر انتقال خود به محل تعیین شده جهت کارشناسی، توسط 2 مامور همراهی می شده است.

بر اساس اخبار تایید نشده، ماموران همراه وی که اینک تحت بازجویی هستند، ادعا کرده اند که در طول مسیر، جزایری با آنها صحبت و متقاعدشان کرده است که در میانه راه به او اجازه دهند که سری به خانه شان بزند و ماموران نیز بنا به دلایل عاطفی(!)، این تقاضا را پذیرفته اند ولی پس از اینکه شهرام به خانه رفته، غیب اش زده است!!

با این حال، گمانه غالب در سطح کارشناسان و مردم این است که شخصی مثل شهرام جزایری که حساسیت های ویژه ای بر روی او وجود داشته، نمی تواند بدون تبانی های ویژه به این سادگی فرار کند.

یک شايعه: جزایری را کشتند تا ...

هر چند که تمرکز اصلی بر روی فرار جزایری است، لکن اندک اندک این شايعه در میان مردم در حال شکل گیری است که ماجرای شهرام جزایری، یک سوژه صرفاً سیاسی بود و اینک با منتفی شدن موضوعات مورد بهره برداری در این پرونده، وی باید حذف می شد تا اسرار مگوی پشت پرده این پرونده، هرگز افشا نشود!

اطلاع رسانی شفاف قوه قضاییه و نیروی انتظامی در این باره و نیز رسیدن اخبار موثق درباره محل فرار وی می تواند این شایعه را خنثی کند.

همه اش برای خراب کردن کروبی بود

اما رسول منتجب نیا که در حزب اعتماد ملی، قائم مقام مهدی کروبی است، نگاه دیگری به ماجرا دارد. او معتقد است که ماجرا از اساس چیز دیگری بوده و پرونده جزایری، اصلاً یک پرونده اقتصادی نبوده است.

از نظر منتجب نیا، در زمان دولت خاتمی، گروهی با منافع خاص سیاسی خود، وارد یک معامله بزرگ با جزایری شدند و با علم کردن او و دادن پول هایی از طریق جزایری به برخی چهره های سیاسی برای اصلاح طلبان و از جمله کروبی پرونده سازی کردند.

در آن موقع، حتی کروبی نیز به ماجرا مشکوک بود و حتی گفته بود مبادا روزی برسد که بگویند شهرام جزایری هم در زندان داروی نظافت خورده و مرده است.

به نظر قائم مقام حزب اعتماد ملی، جزایری به ماموریت خود به خوبی عمل کرده و در قالب فرار، آزاد شده است.

شهرام کجاست؟

تا دیروز که پلیس اعلام کرده بود منطقاً در یک زمان کوتاه، او قادر به خروج از کشور نیست ولی امروز برخی سایت ها البته بدون هیچ مستندی، مدعی شدند جزایری در دوبی دیده شده و قرار است با برخی چهره های اپوزیسیون نیز دیدارهایی داشته باشد. این منابع خبری، مقصد نهایی جزاری را هلند اعلام کرده اند.

گفته می شود، نیروی انتظامی از طریق اینترپل در صدد دستگیری جزایری است.

واکنش نمایندگان: چشم کسانی که شانس آوردند، روشن!

نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز واکنش های متعددی درباره فرار جزایری داشته اند.

محمد قمی عضو کمیسیون انرژی در گفت و گو با عصر ایران گفت: در فرار شهرام جزایری زد و بندهای خاصی صورت گرفته است.

وی افزود: فرار وی تبانی شده است و ممکن نیست کسی مثل شهرام جزایری که تمام رسانه ها از او صحبت می کنند بتواند به راحتی فرار کند و چنین چیزی قابل قبول نیست.

وی درباره تاثیر این قضیه در مبارزه با مفاسد اقتصادی اعلام کرد: فرار وی باعث می شود کسانی که می خواهند دست به چنین کارهایی بزنند  در انجام اعمال مجرمانه خود تشویق شوند.

حمید زنگنه عضو کمیسیون عمران نیز در این باره به خبرنگار ما گفت: در فرار شهرام جزایری باید مسوولان ذی ربط جوابگوی مردم باشند. آقای جزایری در شرایط پیش از اعلام رای متواری می شود و این باید توسط مسوولان ارشد در قوه قضاییه پیگیری شود.

وی درباره تاثیر این فرار در روند مبارزه با مفاسد اقتصادی است، گفت: فرار شهرام جزایری در روند مبارزه با مفاسد اقتصادی تاثیر گذار نخواهد بود اما اینکه متهمی سال ها در زندان منتظر انشای رای باشد و بلافاصله در زمان انشای رای متواری شود بلافاصله در اذهان عمومی ایجاد سوال می شود.

وی در ادامه افزود: در مبارزه با مفاسد اقتصادی باید به گونه ای رفتار شود که دامنه مبارزه با مفاسد اقتصادی سبب گریز سرمایه از کشور نشود و در عین حال با افرادی که در مسایل اقتصادی نظام فساد ایجاد می کنند برخورد شود.

وی تاکید کرد: این مساله نباید ابزاری را در اختیار بعضی ها قرار دهد که با هر گونه سرمایه گذاری، هرگونه ایجاد شغل و صنعت برخورد کنند و زیرا دامنه این موضوع به سرمایه گذاری می رسد که برای نظام ضروری است.

یک نماینده دیگر مجلس نیز در این باره به کنایه گفت: چشم  قوه قضاییه و مقامات مربوطه و آنان که از این بابت به شانس رسیده اند روشن!

علی زادسر عضو کمیسیون امنیت ملی افزود: فرار شهرام جزایری از قبل برنامه ریزی شده بود و  اگر معلوم شود که او از کشور نیز خارج شده است قطعاً این قضیه نیز تبانی شده است.

وی در مورد تاثیر این قضیه در مبارزه با مفاسد اقتصادی افزود: مردم دیگر دیدگاه مثبتی به این قضیه ندارند و این موضوع می تواند مردم را از مبارزه نظام با مفاسد اقتصادی کم امید کند.

  آخرين اقدامات قوه قضاييه
در همين حال رئيس حفاظت اطلاعات قوه قضائيه گفت: اين تحقيقات در همه ابعاد ادامه دارد و ان شاءالله بتوانيم متهم را كه احتمال مي‌دهيم از مرزهاي قانوني خارج نشده است، دستگير كنيم.
اصغر جهانگير افزود: هنوز پيگيري‌ها و تحقيقاتي كه از دو روز پيش براي شناسايي و دستگيري شهرام جزايري شروع كرده‌ايم،نتيجه نداده است.

رئيس حفاظت اطلاعات قوه قضائيه با اشاره به اعزام و استقرار تيم‌هاي مختلف به نقاط مرزي و خاص كشور كه احتمال ميرود متهم از طريق آن نقاط از كشور خارج شود، ابراز اميدواري كرد كه در ساعات آينده شهرام جزايري عرب دستگير شود.

جهانگير همچنين خاطرنشان كرد: بازجويي‌هاي اوليه از ماموريني كه متهم از دست آنان فرار كرده است، ادامه دارد و بر اساس اطلاعاتي كه از مامورين گرفتيم پيگيري‌ها را ادامه مي‌دهيم.

رئيس حفاظت اطلاعات قوه قضائيه يادآور شد:بازجويي‌ها از مامورين نشانگر آن است كه ماموران در انجام وظايف خود قصور كرده باشند،لذا بايد تا تكميل تحقيقات منتظر بمانيم.


 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/12/06ساعت 12:58  توسط محمد  | 

 
پيروان شهدا....

امروز توفيق اجباری شد رفتيم به وصیت نامه شهدا سری زدم.

پيامهای شهدا رو که نگاه می کردم، دو سه تا موضوع خيلی به چشم می خورد:

خواهرم حجابت!!!

راه ما را ادامه بدهيد!!!

امام(ره){ ولايت } رو تنها نگذاريد...

با خودم گفتم چه قدر من پيرو شهدام!!!

نمی دانم از چه بگویم و از لاله های به خون تپیده یا از فراموشی آنها ویا ......

بابا جان ! مي‌خواهم از لحظات بي‌تو بودن بگويم. روزهايي كه با ياد تو گذشت. از تنهايي‌هايم. مي‌خواهم با تو حرف بزنم. گوش مي‌كني ؟
تو صداي مرا كه از نگاهم شعله مي‌كشد به خوبي مي‌شنوي. صداي نفس‌هاي گرمت را در عمق لحظه‌هايم احساس مي‌كنم و گرماي دست نوازشگرت را بر گونه‌هايم. گاهي كه گريه مي‌كنم، دستان مردانه‌ات، مرواريد اشك از گونه‌هايم پاك مي‌كند. همين بود كه تنهايي‌هايم را با تو قسمت مي‌كردم و كوچه ثانيه‌هايم را به ياد تو آذين مي‌بستم.
بابا جان ! در آن روزهاي دور، بي‌تو بودن چه سخت بود نبودنت، در گلويم به بغض نشسته است و در نقاشي‌هايم، عكس هيچ مردي را نمي‌كشم. تو را هميشه در قاب پنجره جستجو مي‌كردم.
احساس مي‌كردم از آن دورها برايم دست تكان مي‌دهي و به صورتم لبخند مي‌زني. هميشه با خود فكر مي‌كردم سرانجام روزي مي‌آيي و تكرار اين روزهاي هرزه را مي‌شكني. اين رؤياي زودگذر – اين كه مي‌آيي - مرا غرق در شادي مي‌كرد؛ ولي مي‌دانستم كه جسمت ديگر نخواهد آمد.
مادر مي‌گويد: « آن سال‌ها چيزي به آمدن بهار نمانده بود كه بابا مثل يك شقايق سرخ، سرافراز برگشت، و ما آن بهار را بدون او سپري كرديم. آخر روح بابا توي جبهه جا مانده بود و از همان جا به ملكوت پر كشيد و تنها جسمش را در تابوتي چوبي برايمان آوردند.»
مادر مي‌گويد: « آن بهار را هنوز باور نكرده‌ام. آن روزهايي كه به زبان شعر مي خواندند:
چه بهار سرخيه كه بوي خون مياد ازش
عوض گل، برامون نعش جوون مياد همش
حالا ديگر از آن روزها مدت زيادي مي‌گذرد. ديگر براي آمدنت بي‌تابي نمي‌كنم و با هر صداي زنگي از جاي نمي‌پرم. فقط هر وقت دلم برايت تنگ مي‌شود، مي‌روم سراغ عكست و با آن درد دل مي‌كنم. مي‌دانم كه چشمانت بر همه لحظاتم شاهد است و حرف‌هايم را مي‌شنوي. آرزويم اين است كه بتوانم راهت را آن‌گونه كه خود مي‌خواستي ادامه دهم. هر بهار را با ياد تو سپري مي‌كنم تا آن بيايد، و با زبان اشك مي‌خوانم:
« گُلم در تنگه چزابه گم شد !

نگاهی به تابوت نوشته ها ی

شهدا از شما شرمنده ایم

 در میان های و هوی جمعیت کسی قلمی به دست گرفته و روی پرچم سه رنگ ایران چیزی می نویسد. گله ای ، درد دلی ، خواسته ای ، آرزویی و . . . وقتی سر بلند کنی خیلی ها را چنین می بینی . راستی چه می نویسند ؟

« شهدا از شما شرمنده ایم » . این جمله ای است که بر روی تابوت یکی از شهدا نوشته شده بود . یکی از نکاتی که درمراسم تشیع جنازه شهدا به چشم می خورد، دست نوشته های روی تابوت ها است . هرکسی مطلبی  برآمده از دلش را روی پرچم سه رنگ ایران که تابوت ها را در برگرفته است می نویسد .  در این  نوشته ها دریایی از عشق و معرفت نهفته  است .

دربرخی ازاین دست نوشته ها عده ای عرض ارادت نسبت به اهل بیت کرده واز طریق شهدا به آنان سلام  فرستاده اند : -  السلام علیک یا اباعبداللهعشقم حضرت عباس ،  سلام ما را به آقامون حسین برسانید - سلام مارا به شهدای کربلا برسانید -  و...
برخی دیگر تعجیل در فرج مهدی زهرا  آقا امام زمان (عج) را خواسته اند :  خدایا به حق شهدا فرج آقامون مهدی را برسان- الهم عجل لولیک الفرج  - بیا و انتقام سیلی زهرا را بگیر و...

ولی عمده  مطالب دست نوشته های روی  تابوت ها طلب شفاعت از شهدا است و اینکه فراموشمان نکنید :  بنده حقیر را با خون مطهر و گلگونتان شفاعت کنید -  شهدا مارا فراموش نکنید - بخواهید تا ما هم سرخ بمیریم-التماس دعا-  دست ما و دامان شما-  و ...

در میان نوشته ها این مطالب نیز به چشم می خورد :  سلام مارا به امام برسانید - خداوند پدر و  مادرتان را رحمت کند -  شهادتان مبارک -برای رهبرمان خامنه ای دعا کنید - ای شهیدان مردم مشکل دارند- سلامتی رهبر- شهدا جای شما خالی است -ای حسین که در راه آزادگی به شهادت رسیده ای این پیکر هارا از پدر و مادر شهدا قبول کن - خدایا شهدای خمینی را با شهدای حسینی محشور کن - می خوامت- شهیدان ما رفیق نیمه راهیم - سلام مرا به حاج ... برسان -  شفاعت پدر و مادرم -  پدر جان بیا و مارا بعد از 16 سال چشم انتظاری راحت کن- سلام ای عزیزان ای فرزندان ایران، خوش آمدید - خبری از پدرم  بیاورید و..

براستی این شهدا که بودند ؟.آنها یی که نزد خدا آبرومندند و خواسته هایشان خریدار دارد و ما نیزآنها را واسطه بین خدا و خودمان قرار می دهیم . آیا تا بحال فکر کرده ایم که بعد از آنها چه کار کردیم ؟  اگر کمی به رفتار هایمان خیره بشویم باز به اولین دست نوشته این گزارش می رسیم که :

شهدا ما شرمنده ایم

عصر غربت شهدا:

عصر عصر غربت لاله هاست , اينجا كسي ديگر از شهيدان نمي گويد , از آنان كه تلاطمي هستند در اين دنياي سرد و سكوت ما بعد از شما هيچ نكرديم , چفيه هاتان را به دست فراموشي سپرديم و وصيت نامه هايتان را نخوانده رها كرديم . پلاكهايتان را كه تا ديروز نشاني از شما بود امروز گمنام مانده است . كسي ديگر به سراغ سربندهايتان نمي رود و ديگر كسي نيست كه در وصف گلهاي لاله شاعرانه ترين احساسش را بسرايد و بگويد : چرا آلاله آنقدر سرخ است چرا كسي نپرسيد مزار باكري كجاست و چرا شهيد محمدرضا در قبر خنديد چرا وقتي كه گفتيم : يك گردان كه همگي سربند يا حسين (ع ) بسته بودند شهيد شدند كسي تعجب نكرد
چرا وقتي گفتند : تني معبر عبور ديگران از ميدان مين شد شانه اي نلرزيد چرا هيچ كس نپرسيد : به كدامين گناه هفتاد پاسدار را در شهر پاوه سربريدند وقتي كه گفتيم بعد از پانزده سال پيكر شهيدي را سالم از زير خاك بيرون آوردند كسي تعجب نكرد
چرا كسي از حقوق آن كودكي كه در حلبچه شيميائي شد دفاع نكرد
ولي با نام حقوق بشر حق را پايمال كردند. چرا نمي دانيم شيميائي چيست و زخم شيميايي چقدر دردناك است شايد ما نيز از تاولهاي دستهايشان مي ترسيم كه روزي بتركد و ما نيز شيميائي شويم . شايد اگر رنج آنها را مي ديديم درك مي كرديم كه چطور ميشود يك عمر با درد زيست نميدانم كه چرا كسي نپرسيد چگونه خدا خرمشهر را آزاد كرد !!
اي شهيدان ما بعد از شما هيچ نكرديم . آن نداي يا حسين (ع ) كه ما را به كربلا نزديك و نزديكتر مي كرد ديگر بگوش نمي رسد. يادتان هست كه گفتيد سرخي خونمان را به سياهي چادرتان به امانت مي دهيم . ما امانت دار خوبي نبوديم و خونتان را فرش راه رهگذران كرديم . يادتان هست هنگامي كه گفتيد : رفتيم تا آسماني شويم و شما بمانيد و بگوئيد كه بر ياران خميني (ره ) چه گذشت . رفتيد ولي يادمان رفت كه حتي يادمانتان را در يك هفته برگزار كنيم . جايتان خالي اينجا عده اي فرهنگ شهادت را خشونت طلبي مي نامند و شهيد را خشونت طلب
وقتي حكايت شما را گفتيم فقط پچ پچي از سر تا سف سر دادند و رفتند تا صلح را در كتاب جنگ و صلح تولستوي جستجو كنند. رفتند تا با نام شهيد كيسه بدوزند ولي نفهميدند كه چطور بسيجيان همپاي امامشان جام زهر را نوشيدند و چقدر سخت بود.
ديگر كسي نيست تا قلب رهبر امت را شاد كند. عده اي مصلحت ديدند كه مقابل توهين به اسلام و شهيد سكوت كنند ولي ما مصلحت خويش را در خون رقم زديم . راست گفته اند : كه بهشت را به بها ميدهند نه به بهانه و ما عمري است كه بهانه بهشت را ميگيريم .
آري بسيجيان !! ميدانم كه از آن روزي كه تمام شهيدان را بدرقه كرديد و برگشتيد دلهايتان را در سنگرها جا گذاشتيد , ميدانم كه هنوز هم دلهايتان هواي خاكريزهاي جنوب را مي كند و مي دانم كه ديگر كسي از بسيج نمي گويد , ولي بدانيد كه تا شما هستيد ما مي توانيم از همت بشنويم و از خاطرات حسين خرازي لذت ببريم , تا شما هستيد ميدانم كه رهبر تنها نيست و تا شما هستيد تنها عشق , تنها ميداندار اين عرصه است . امروز كساني از شهيدان سخن مي گويند كه از ديدن فشنگ نيز واهمه دارند.
كساني دم از شهادت مي زنند كه با شنيدن صداي آژير تا كفشهايشان زرد مي شود ولي در ميدان عمل جز سكوت چيزي از آنها نمي بيني .
ما مانديم تا امروز از آنان بگوييم و فرياد برآوريم « ما از اين گردنه آسان نگذشتيم اي قوم » ما مانديم كه نه يك هفته بلكه سالهاي سال از آنان بگوييم . چرا كه خون آنان است كه مي تپد. و يادمان نرود كه اگر امروز در آسايش زندگي مي كنيم مديون آنانيم .
مديون حماسه هايي كه آنان آفريدند. يادمان نرود كه ما هنوز بايد جواب بدهيم كه « بعد از شهدا چه كرديم »



 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/12/05ساعت 12:42  توسط محمد  | 

 سپاس و ستایش و تمجید و تحسین فراوان خود را بر جوانان بسیجی مؤمن در سرتاسر کشور، این دلهای پاک، این دلهای تپنده با عشق به خدا، با ایمان به حقیقت، با اخلاق و با صفا، نثار می کنم.

از بیانات مقام معظم رهبری در عملیات طریق القدس۱۳۷۶ 

روحیه بسیجی و معرفت بسیجی باید فراگیر شود تا این کشور بتواند بار سنگینی را که بر دوش دارد که همان بار هدایت الهی و سعادت انسانهاست - به سرمنزل برساند، لذا بسیج تمام شدنی نیست.

از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با فرماندهان بسیج ۱۳۷۶ 

 اگر نبود آن همه تلاش و جهاد مخلصانه که شما رزمندگان نیروهای مسلح و بسیج مردمی در دوران جنگ هشت ساله نشان دادید و حقیقتاً اسلام را روسفید و امت رسول الله (صلی الله علیه و آله) را سربلند ساختید و اگر نبود خونهای مطهر و معطری که در راه خدا بر زمین ریخته شد؛ یقیناً امروز از نظام اسلامی اثری نبود و پرچم قرآن چنین سربلند نمی شد.

(۱۳۶۸)پیام به خانواده های شهدا، مفقودان در آستانه هفته دفاع مقدس

 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/12/05ساعت 12:8  توسط محمد  | 

با سلام.

به حول قوه الهی و با عنایات امام زمان(ع) این وبلاگ را شروع می کنیم امیدواریم که مورد رضایت حق تعالی و شما بازدید کنندگان قرار بگیرد.

معنای بسیج:

بسيج در لغت به معني جمع شدن و در اصطلاح به مفهوم كار جمعي يك گروه با يك هدف مشترك براي نيل به آرمان‌ها و خواسته‌هايي كه در راستاي مصالح جامعه صورت مي‌گيرد.

پنجم آذرماه ‪ ۱۳۵۸‬با صدور فرمان تاريخي حضرت امام خميني(ره) بسيج مستضعفين تشكيل و همزمان با آن پايگاههاي مقاومت بسيج در مساجد، حسينيه‌ها و مدارس به شكل خودجوش و مردمي كار خود را آغاز كرد.

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، یکی از اولین نهادهای انقلابی که تأسیس شد، بسیج مستضعفین بود.

امام خمینی(ره) رهبری بود دارای فکر و اندیشه سیاسی عمیق، به طوری که آینده نگری ایشان و قدرت تشخیص موقعیتهای مختلف در زمان و مکانهای گوناگون در موضع گیریهای ایشان کاملاً مشهود است.

فرمان تشکیل ارتش بیست میلیونی در قالب بسیج مستضعفین، از جمله اقدامات و ابداعات بسیار قابل تأمل ایشان است.اقدامی که از لحاظ استراتژیک موقعیت ویژه ای را برای انقلاب نوپای اسلامی به وجود آورد.

بسیج، نیرویی برخواسته از میان مردم، با کارایی و انعطاف پذیری زیاد در نوع مأموریت های محوله بوده و هست. نیرویی که یکی از دغدغه های آن به بار نشاندن آرمانهای انقلاب اسلامی بوده و فعالیتهای خود را در این تنظیم و برنامه ریزی کرده.

در حال حاضر به بسیج به عنوان یک فرهنگ و یک دیدگاه جامع الاطراف نگاه می شود.

تفکری که سعادت، خوشبختی مال و حتی جان دیگران را بر خود مقدم می شمارد.

بسیج و بسیجی، در برهه ای از تاریخ انقلاب اسلامی ایران نقشی پررنگ را به خود اختصاص داده است که بی شک از حساس ترین لحظات عمر انقلاب بوده و آن دوران هشت سال دفاع مقدس می باشد.

البته آن دوره، زمانی بود که نقش بسیج در فاز نظامی اهمیت بیشتری داشت، زیرا انقلاب به این نیروهای داوطلب برای دفاع در برابر تجاوز بیگانگان احتیاج داشت.

پس از پایان جنگ و خارج شدن بسیج از فاز نظامی[البته با حفظ آمادگی دفاعی خود در زمان صلح] وارد مرحله ای جدید از فعالیتهای خود شد که تشکیل بسیج سازندگی یکی از نمونه های آن می باشد.

 

گوشه ای از سخنان امام خمینی در مورد اهمیت بسیج:

هیهات اگر خمینی یکه و تنها هم بماند ، به راه خود که راه مبارزه با کفر و ظلم و شرک و بت پرستی است ادامه خواهد داد و به یاری بسیجیان جهان اسلام، این پابرهنه های مغضوب دیکتاتورها، خواب راحت را از دیدگان سرسپردگانی که به ظلم و ستم خویش اصرار می نمایند سلب خواهد کرد. راستی اگر بسیج جهانی مستضعفین تشکیل شده بود، چه کسی جرات این همه جسارت با فرزندان معنوی رسول الله را داشت. "

 با بررسی جملات بالا در می یابیم که دید امام در مورد بسیج آن چیزی نیست که ما الان آن را می شناسیم بلکه فراتر از آن که جهان اسلام وحتی غرب هم متاثر از آن بوده است که نمونه بارز آن تشکیل حزب الله لبنان است.

 

پیام رهبر معظم انقلاب در همایش سالانه بسیج:

بسیجی یعنی به میدان آوردن همه توانایی‌ها در راه آرمان‌های انقلاب
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی در پیامی خطاب به همایش سالانه مسئولین بسیج دانشگاهی کشور تصریح کردند: بسیجی بودن، به میدان آوردن همه توانایی های خود در راه آرمان های نظام اسلامی است
.

                                                      متن پیام مقام معظم رهبری:

بسم الله الرحمن الرحیم

دانشجویان بسیجی عزیز:

به یکایک شما درود می فرستم و توفیق و ثبات قدم و بالندگی شما را از خداوند متعال مسالت می کنم. تشکل دانشجویان در زیر نام بسیج، گستره پهناور و پیچیدگی و چند جانبگی این نام پرافتخار و پرآوازه را به نمایش می گذارد. بسیجی بودن، به میدان آوردن همه توانایی های خود در راه آرمان های نظام اسلامی است. به تکاپوی امیدوارانه و هدفدار و سلوک مومنانه و رو به کمال است.
این ویژگی ها آنگاه که در دانشگاه و در قالب یک مجموعه بسیج دانشجویی ظهور می کند، پیشگامی و نوآوری و دلیری در میدان علم و سیاست و دینداری و خدمت را با خود به همراه می آورد.

دانشجویان بسیجی باید خود را با این معیار بسنجند و تلاش مجاهدت آمیز در راه هدف های والا را هر روز بیشتر کنند. گذر زمان، صحت امیدواری های گذشته را به اثبات رسانده است.

نظام اسلامی در عرصه های گوناگون، قابلیت و ظرفیت عظیم خود را نشان داده و رویش و طراوت وبالندگی خود را به نمایش در آورده است. سخن نو و همت صادقانه و پیام امید بخش ملت ایران، تا دوردست ها شناخته شده و افق های تازه ای را در برابر چشم ملت ها پدید آورده است.

در کانون این اشعه تابناک، جوانان مومن و پر تلاش و پاک سیرت ما قرار دارند. این کانون را روز به روز وسیعتر و درخشانتر کنید. خداوند یار و مددکار شما باد.

والسلام علیکم و رحمه الله
سید علی خامنه ای
1/شهریور/85

بیانات مقام معظم رهبری در همایش بسیج و بسیجیان کشور:

شما بسیجی ها باید به گونه ای رفتار کنید که احترام و محبت مردم جلب شود. شما باید نمونه اخلاق و تواضع و مهربانی و رعایت مقررات باشید. آن کسی بسیجی تر است که مقررات را بیشتر رعایت می کند، به خاطر آنکه این فرد بیشتر از همه برای نظام دل می سوزاند و مقررات، لوازم قطعی اداره درست نظام است.

از بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت جمع کثیری از بسیجیان نمونه 6/4/۶۸

 بسیج یک حرکت بی ریشه و سطحی و صرفاً ازروی احساسات نیست، بسیج یک حرکت منطقی و عمیق و اسلامی و منطبق بر نیازهای دنیای اسلام و به طریق اولی جامعه اسلامی است. قرآن کریم می فرماید:

[ هو الذی ایدک بنصره و بالمؤمنین] ای پیامبر، خدای متعال تو را، هم به وسیله نصرت خودش و هم از طریق مؤمنین مؤید قرار داد و کمک کرد. این خیل عظیم مؤمنینی که در اینجا مورد اشاره آیه قران قرار گرفته اند، عبارت دیگری است از آنچه که امروز به نام بسیج در جامعه ما قرار دارد.

از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با فرماندهان و گردانهای بسیج سراسر کشور 8/9/74

+ نوشته شده در  شنبه 1385/12/05ساعت 11:56  توسط محمد  |