تبليغاتX
شروع دوباره

كه اسب تو باشم سوارم توباشي؟

صدايم كن از حجم اين بي كسي ها

كنار تو باشم كنارم تو باشي

تو باشي و بعد از تو دنيا نباشد

تو باشي و ليل و نهارم تو باشي

خدا خواست چشمم به راه تو باشد

كه مهتاب شبهاي تارم تو باشي

به پايان شعرم رسيدم الهي

 كه پايان اين انتظارم تو باشي 

                          

غم وعشق شهادت شا هكارند

شهيدان شرح آن شاهد نگارند

چه زيبا محفلي بزم شهادت

شهيدان جلوه رخشان يارند

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/03/09ساعت 12:55  توسط محمد  | 

       Upgrade your email with 1000's of cool animations

نامه

به مادرم بنويسيد: مصطفي خنديد

دم از شكايت مزمن نزد به ما خنديد!

به ما که خنده نزد او؛ برای ما از دل

از آن تهِ تهِ دل ـ بر لبش دعا ـ خنديد

به مادرم بنويسيد: اتفاقاً او

در ازدحام غزل‌هاي پربها خنديد

ملال درد نمي‌ريخت در زمان سخن

چه شاعرانه به مفهوم سايه‌ها خنديد

به مادرم بنويسيد: استكاني را

براش گريه فرستد كه بي‌صدا خنديد

هجوم مبهم يك غربت است در چشمش

كه مخفيانه شبي ساكت و رها خنديد

به مادرم بنويسيد: مثل عزراييل

خيال مشمئزي فصل مرگ را خنديد

تمام عمر به دنبال نور ـ صبح ظهور ـ

كنار كرسي احساس بي‌هوا خنديد

رسوب دغدغه‌ها را اگرچه مي‌داند

ولي به مزرعه‌ي خوفِ بي‌رجا خنديد

وجود مادرم انگيزه‌ي تبسم‌ام است

به مادرم ننويسيد كله‌پا خنديد

به مادرم بنويسيد: حال او خوب است

به مادرم بنويسيد: مصطفي خنديد

Image hosted by TinyPic.com

           آمد آن روز كه باز محرم رازت باشم
سر به كويي برم و مهر نمازت باشم
شدم از عشق تو ديوانه و مجنون صفتي         
  حالتي نيك از آن راز و نيازت باشم


 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/03/08ساعت 11:2  توسط محمد  | 

در شب خاموش ميدان ديدني ست

نازِ لبخند شهيدان ديدني ست

اي گُمِ گُم! در شهيدستان من

«هاي نخراشي به غفلت جانِ من»

عهد و پيمان با شهيدان تازه كن

با شهيدان عهد و پيمان تازه كن

ها! ‌كه ميگويد نهفتن بهتر است؟

زان همه اعجاز گفتن بهتر است

آه آن گل‌هاي پَرپَر را ببين

در زلال خون شناور را ببين

پا به پاي شوق در صحراي سرخ

گريه كن بر غربت گل‌هاي سرخ

ها! بگو از روز‌هاي خون! بگو!

ها! بگو از «فكّه»! از «مجنون» بگو!

ها! بگو از سوز و سازِ عاشقان

زان همه راز و نياز عاشقان

زان همه اللهُ ‌اكبر‌هاي سرخ

چشم‌هاي سبز و سنگر‌هاي سرخ

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/03/06ساعت 10:49  توسط محمد  |