
به خدا ، يه دل دارم ، اونم مال امام رضاست

پنجره فولاد رضا(ع)، برات کربلا ميده
هرکي ميره به کربلا،از حرم رضا(ع) ميره


این منم یه بنده ام ، باز اومدم زیارتت
این منم یه مخلصم ، باز اومدم به دیدنت
واسه خاطـر دلـم ، یه نگاهی به من بکن
قربــون غــریــبـی و ، فــدای اسـتقامتت
باز می خوام واسطه شی برای این همه گناه
کـــو چــیــکه وجود تو، شرمنده صداقـــتــت
دلم از غــصه پر ، چــشــمـام از شرم و حیا
چطوری نـگات کــنم ، قربون اون شرافتت
دســتمـو بـگـیر که من گدای درگاهـت شـدم
محـتاج بـزرگـیـت و دلـبـستـــه ســخــاوتـت
زبـونـم بـند اومده،خودت بخون از تو چشام
کـــه گــنـاهم چـی بـوده، فدای اون کرامتت
آهوی دشــتم و از حــادثــــه گــرگ ، زخمی
امیــدم تــو هـسـتی و آرزوی ضــمــانــتت
منو از پــیـش خودت بــا دست خالی رد نکن
آخـه تو رضــایی و، ممـنون اون رضایتـت.

مبادا اعمال نيك را به اتكاى دوستى آل محمد عليهم السلام رها كنيد؛ و مبادا دوستى آل محمد عليهم السلام را به اتكاى اعمال صالح از دست بدهيد، زيرا هيچ كدام از ايـن دو، به تنهايى پذيرفته نمى شود
اینم عکس هایی از حرم امام رضا(ع) امید وارم خوشتون بیاد

.jpg)

((به امید دیدار در مشهد مقدس کنار بارگاه ملکوتی امام هشتم ))
نامه دختر شهید ناصری به بابا
بابا جان باز سلام ![]()
ای پدر جان منم زهرایت دختر کوچک تو ای امید من و ای شادی تنهایی من
به خدا این صدمین نامه بود از چه رو هیچ جوابم ندهی ؟
یاد داری که دم رفتن تو دامنت بگرفتم ؟ من به تو می گفتم پدر اینبار نرو پدر اینبار نرو
من همانروز بله فهمیدم سفرت طولانی ست
از چه رو ای پدرم تو به این چشم ترم هیچ توجه نکنی ؟
به خدا خسته شدم 
به خدا قلب من آزرده شده
چند سال است که من منتظرم
هر صدایی که ز در می آید همچو مرغی مجروح پابرهنه سوی در تاخته ام 
بس که عکست به بغل بگرفتم رنگ از روی من و عکس چو ماهت رفته است
من و داداش رضا بر سر عکس تو دعوا داریم
او فقط عکس تو را دیده پدر با جمال تو سخن می گوید
مادرم از تو برایش گفته او فقط بوی پدر را ز لباست دارد 
بس که پیراهن تو بوییده بس که در حال دعا رو به سجاده تو اشک فشان نالیده
طاقتش رفته دگر پای او سست شده دل او بشکسته
به خدا خسته شدیم
پدرم گر تو بیایی به خدا من ز تو هیچ تقاضا نکنم
لحظه ای از پیشت جای دیگر نروم هرچه دستور دهی من بلافاصله انجام دهم
همه دم بر رخ ماه و قدمت بوسه زنم
جان زهرا برگرد
جان زهرا برگرد
دائما" می گویم : مادرم هرکه رفته است سفر برگشته پدر دوست من پدر همسایه پدران دگر
پس چرا او سفرش طولانی است ؟
او کجا رفته مگر ؟
او که هرگز دل بی مهر نداشت او که هر روز مرا می بوسید
او که می گفت برایش به خدا دوری از ما سخت است
پس چرا دیر نمود ؟
آری من می دانم که چرا غمگین است علت تاخیرش من فقط می دانم
آخر آن موقع ها حرف قرآن و خدا و جون بود
کربلا بود و هزاران عاشق
همه مسئولین چون رجایی و بهشتی بودند 
حرف یکرنگی بود
ظاهر و باطن افراد ز هم فرق نداشت
همه خواهرها زیر چادر بودند
صحبت از تقوی بود همه جا زیبا بود
پارک هم بوی شهادت می داد جای رقص و آواز همه جا صوت دعا می آمد
کوچه ها راست و مردم همه راست همگی رو به خدا همه خط ها روشن خوب و خوانا بودند
حرف از ایمان بود حرف از تقوی بود
اما امروز پدر
درد دل بسیار است
همه آنچه به من می گفتی رنگ دیگر دارد یا بسی کمرنگ است
من که می ترسم تنها به خیابان بروم مادرم می ترسد او به من می گوید در خیابان خطر است
بر سر بعضی ها چادری پیدا نیست مویشان بیرون است
همه عینک دارند به نظر می آید چشمشان معیوب است راهشان پیدا نیست
خط کج گشته هنر
بی هنرها همگی خوب و هنرمند شدند
کج روی محبوب است
در مجالس و سخنرانی ها جای زیبای شهیدان خالی ست یا اگر هست از آن بوی ریا می آید
نامهای شهدا از روی اماکن همه برمی دارند
از دل غمزده ما همگی بی خبرند یا نه بهتر بگویم بر روی اشک یتیمان شهید جنگ شادی دارند
سرقت مال عمومی هنر است
ترس از آزادی است
ترس از رابطه با امریکاست
آری من می دانم علت غصه و اندوه تو بابا این است
پدرم من اینبار می نویسم که اگر بازگشتن ز برایت سخت است ما بیاییم برت
تو فقط آدرست را بنویس در کجا منزل توست 
مادرم می داند مادرم می داند
او به من می گوید پدرت پیش خداست در بهشتی زیبا با همه هم سفرانش آنجاست
خانه اش هم زیباست
حضرت خامنه ای هم می گفت: دخترم غصه نخور پدرت خندان است دوستت می دارد
تو اگر گریه کنی پدرت هم به خدا می گرید 
همه شب لحظه خواب پدرت می آید صورتت می بوسد دست بر روی سرت می کشد او
من از آن لحظه دگر شاد و خوشحال شدم
از خدا می خواهم تا که جان در تنم است تا حیاتی باقیست رهبرم چون پدری بر سر من زنده بود
چهره زیبایش چون جمال مه تو شاد و پرخنده بود 
من به تو قول دهم که دگر از این پس اینهمه اشک غم انگیزه نریزم بابا
همچو مادر از فراق رویت نیمه شب نوحه و زاری نکنم
تو فقط ای پدرم از خدایت بطلب که من و مادر و این امت اسلامی ما
همگی چون تو پدر راه ما راه شهیدان باشد دائماٌ بر سر ما سایه رهبر و قرآن باشد 
پدرم خندان باش
من به تو مفتخرم
باغبان هستي:
مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بيماري ام، طبيبي بودي که دردم را مي شناسد و درمانم مي کند. گاهِ اندرزم، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد. گاهِ تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه مي کند.
گاهِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛ تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت.
تقدیم به گل سر سبد خانه مادر و برادرعزیزم و.......
ويرانه نه آن است كه جمشيد بنا كرد![]()
و يرانه نه آن است كه فرهاد فرو ريخت![]()
و يرانه دل ماست كه هرجمعه به شوقت![]()
صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ريخت![]()
باز مثل هرشب كسلم قصه نشسته رو دلم
ميگن بازم شهيد مياد يه عالمه خيلي زياد
دسته گلاي بي زبون گمشده هاي بي نشون
يه ذره خاكسترشون دو حلقه انگشترشون
يه تيکه استخون سر يه شاخه گل يه بال پر
يه دکمه پيرهنشون يه ذره خاک تنشون
تابوتاي يه اندازه تو هرکدوم يه سربازه
ابره که بر تن مي زنه باده که شيون ميزنه
تابوتا خيس آب ميشن دسته گلا خراب ميشن
مي پيچه تو شهرو دهات عطر سلام و صلوات
اي مادراي مهربون ، بچهاتون بچهاتون
دسته گلائي که داديد به کربلا فرستادين
حالا با تابوت امدن با بوي باروت امدن
سرندارن پاندارند چشم تما شا ندارند
مادرا از خدا مي خوان با گريه و دعا مي خوان
تابوتاشون رو باز کنند بچهاشون رو ناز کنند
هرکجا اسفند و دود تاکور بشه چشم حسود
اما بوي عجيب مياد بو کني بوي سيب مياد
ميگن کسي که پا بشه زائر کربلا بشه
سربه بيابون بزارند توعاشقي جون بزارند
انجا که آفتاب ميشينه باغ گل سيب مي بينند
بچهاي نجيب من باغ گلاي سيب من
رو عشقتون پا نزارين حسين تنها نزارين
بي تو ديگر لحظه هايم خالي است تا قيامت اشك هايم جاري است
بي حضورت بال پروازم شكست هر شبي يك قاصدك پيشم نشست
رفتي و ديگر نديدم روي تو تا ببوسم گونه خندان تو
رفتي و با رفتنت قلبم شكست اسمان هم چشم هايش را ببست
رفتي و تنهاترين در خلوتم باز هم با عكس تو در حيرتم
يادت گرامي و راهت پررهرو 
تقديم به پدر عزيزم

داغ دل لاله ![]()
امروز برای شهدا وقت نداریم
ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم
با حضرت شیطان سرمان گرم گناه است
ما بهر ملاقات خدا وقت نداریم
چون فرد مهمی شده نفس دغل ما
اندازه ی یک قبله دعا وقت نداریم
در کوفه تن غیرت ما خانه نشین است
بهر سفر کرببلا وقت نداریم
تقویم گرفتاری ما پر شده از زر
ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم
هر چند که خوب است شهیدانه بمیریم
خوب است ولی حیف که ما وقت نداریم

قطعه گمشده اي ازپرپروازكم است
يازده بارشمرديم ويكي بازكم است
اينهمه آب كه جاريست نه اقيانوس است
عرق شرم زمين است كه سربازكم است...!

حيف از حريم اوست که من زائرش شوم
حيف از جمال اوست که من ناظرش شوم
حتي اگر غريب بماند ظهور دوست
حيف از سپاه اوست که من ناصرش شوم
ظهور در تعجیل امام زمان(عج)صلوات
به : خانواده هاي معظم مفقودالاثر
كجاي منطقه جا ماندي كه من به جانِ تو خشنودم
نشان به اين كه تو اين جايي به بي نشانِ تو خشنودم
تو در كجاي زمين هستي به آسمان نكند رفتي؟
من از زمين و زمان تنها به آسمان تو خشنودم
به شانه هاي تو محتاجم دلم گرفته بيا سرگرد
ستاره مالِ خودت باشد به كهكشان تو خشنودم
انار زخمي سارا را چقدر پز بدهد دارا؟
به آب هاي جهان بابا كه من به نانِ تو خشنودم
مگر نه اين كه پدر بايد براش ارثيه بگذارد
من از تو هيچ نمي خواهم به استخوان تو خشنودم

صداي جبهه بلنده ... ميگه چفيه بي وفا شد ... رمز سربند يا زهرا ... مثل اينكه بر ملا شد ... ديگه حالت
دوكوهه ... شبيهه كرب و بلا شد ... وقتي گفتيم از شلمچه ... جواب ما ناسزا شد...جاي هر خون
شهيدي ... مجلس گناه به پا شد ... گوييا سر حسين هم دوباره رو نيزه ها شد ...بسيجي خسته
نباشي ... دشمنت حاجت روا شد ... صورت غريب رهبر ... شبيه مادر ما شد ........