تبليغاتX
شروع دوباره - غم دل
با عرض سلام مجدد خدمت دوستان عزيز يك بار ديگربا عنايت خداوند توفيق يافتم تا در خدمت شما باشم باشد كه بتوانيم قدمي نو در جهت پيشبرد اهداف اسلام برداريم.

در سينه‌ام دوباره غمي جان گرفته است
« امشب دلم به ياد شهيدان گرفته است »
تا لحظه‌اي پيش دلم گور سرد بود
اينک به يمن ياد شما جان گرفته است
در آسمان سينه‌ي من ابر بغض خفت
صحراي دل بهانه‌ي باران گرفته است
از هر چه بوي عشق تهي بود، خانه‌ام
اينک صفاي لاله و ريحانه گرفته است
ديشب دو چشم پنجره در خواب مي‌خزيد
امشب سکوت پنجره پايان گرفته است
امشب فضاي خانه‌ي دل، سبز و ديدني است
در فصل زرد، رنگ بهاران گرفته است


رفت و برنگشت و اين رسم روزگار ماند
چشم جاده ها هنوز، محو در غبار ماند
اين همه شب است و باز، اين همه حضور تلخ
فصل‌هاي محکم خالي از بهار ماند
تو همان که رفته‌اي، من همان که مانده ام
خواهش دوباره‌ات، پشت يک حصار ماند
دست مهربان تو، سمت آن طرفتر است
يک کبوتر غريب، باز بي‌قرار ماند
گرچه تکه‌تکه است و دلي شکسته است
خوب شد که لااقل از تو يادگار ماند
سال‌ها گذشت و هيچ، باورت نمي‌شود
چشم‌هاي من هنوز پاي انتظار ماند

صحرگاهان  چو نامت حك شده بر لوح قلب من               حديث روضه رضوان بود سوداي قلب من

به پا خيزم وضو سازم به ذكرت مي گشايم لب                 كه باشد ذكر تو مي بر وجود بي صفاي من

شود آيا كه بخشي از كرم بر من گناهانم                         بشويي از دل و جانم تمامي خطای من

تمام عمر خواهان  غلاميّت   بُدم  امّا                             مرا دور از تو گردانده گناه و اشتباه من

مكن بر جان مسكينم ترحّم اي رحيم جان                         اگر باشد كريميّت كم از عصيان و ننگ من

اگر دستم نگيري  و نباشي تو نگهدارم                           همه عالم بود تيره بود ظلمت براي من

اميدم را مكن نوميد مران از درگهت يارا                         هرآنكس را كه باشد حال او مانند حال من

شهداء در قهقهه مستانه شان و در شادی وصالشان عند ربهم یرزقون اند

به اميد ديدار

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/12/06ساعت 10:33  توسط محمد  |