امام رضا (ع)

میلاد امام رضا (ع) مبارک

حق معرفتی به هر نگاهم داده
در حلقه‌ی عشق خویش راهم داده
این ها همه علتش فقط یک چیز است
ایرانی‌ام و رضا پناهم داده

لحظه‌های شادی دلهای ما آغاز شد
باز ذکرِ حمد حقِ با سینه‌ها دمساز شد
امشب از یومن قدومت یا علی موسی الرضا
غنچه‌‌ای از گلشن آل محمد باز شد

یا رضا جان کن مدد بر خوانِ تو مهمان منم
در شبِ میلادِ تو دلْ‌تشنه‌ی درمان منم
دست من از عیدی لطف و شفاعت خالی است
پادشاهی من گدایم، دست بر دامان منم
در بیابان خطا گم کرده‌ام راهِ نجات
ضامن آهویی و آهوی سرگردان منم
هشتمین نور و دهم مولای خوبان یا رضا
ده پناهم بی‌پناهم در جهان، حیران منم
عهد کردم تا نگیرم حاجتم را ای رئوف
تا سحر کوبم درِ میخانه و گریان منم
دست بر هم می‌زنم همچون تمامِ عاشقان
تا کنم جلب نظر ‌جانا، که دست افشان منم
نوش کردم باده‌ی مهرِ تو را از کودکی
تا به پیری ذاکر این ذکرِ یا سلطان منم

 

میلاد

با سلام میلاد حضرت معصومه (ص )  و امام رضا (ع) بر شما عزیزان مبارک  التماس دعا

دوباره سرفه یک مرد و خس خس سینه/ودست و پای پر از تاول و پر پینه

دوباره آتش زخمی که شعله ور گشته/وترکشی که بسر داشت دردسرگشته

نشسته یک زن غمگین کنار بستر او/کنار بستر مردی که بود بی بازو

کنار بستر مردی که خسته بود از درد/همان دلاور مجنون جبهه های نبرد

زکلبه دلشان عطر سیب می آید/صدای ناله ام یجیب می آید

و او ز صوت دعای زنش خدایی شد/به یاد آن شب حمله که شیمیایی شد

همان شبی که طلوعش پراز عبادت بود/همان شبی که دعایش فقط شهادت بود

تداعی شب حمله،تداعی شب غم/شب وداع رفیقان،شبی پر از ماتم

به یاد جبهه و شب زنده داری سنگر/به یاد حاجی و بیسیم و رمز یا حیدر

به یاد فکه ،دوکوهه،جزیره مجنون/به یاد دشت پر از خون، چفیه ایی گلگون

به یاد گرمی دل ها،به یاد سردی خاک/به یاد آنهمه رزمنده بدون پلاک

دلش گرفت نگاهی به عکس رهبر کرد/دعا به جان ولی و به جان دلبر کرد

دعا تمام شدو عقده دلش وا شد/و عاقبت سند بندگیش امضاءشد

صدای خس خس سینه تمام شد ،آری/واشکهای زن یک شهید شد جاری

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

دفاع مقدس

با سلام خدمت دوستان عزيز

آغاز هفته دفاع مقدس بر مردان راستين ايران و شما خانواده هاي معظم شهدا تبريك عرض مي نمايم.

بر سينه‌هاي ستبر،بر شانه‌هاي رشيد
ديريست خيمه زدي، اي آسمان شهيد
در خانه مي‌شکفد، در کوچه مي‌شکند
قلب شکسته‌ي تاک، بغض شکفته‌ي بيد
تا از گلوي حرم، زخم عطش ندمد
بر دست و بازوي تو، يک باغ لاله دميد
زخم از ستاره فزون، اما در آتش و خون
دست بريده‌ي تو، کي کرد قطع اميد
باب‌الحوائج ما، بسته‌ست راه دعا
اي اسم اعظم تو، بر قفل بسته کليد

چون پنجره سمت آسمان باز شدي
با خيل پرندگان هم آواز شدي
بر شعله‌ي زخم‌هاي نابت صلوات!
آن لحظه که با شهادت آغاز شدي

گل شد برآمد پيکرم آهسته آهسته
انگار دارم مي‌پرم آهسته آهسته
انگشترم، مُهرم، پلاکم، چفيه‌ام، عطرم
پيدا شد از دور و برم آهسته آهسته
آهسته آهسته سرم از خاک مي‌رويد
از خاک مي‌رويد سرم آهسته آهسته
جز نيمه‌اي از من نمي‌يابيد، روزي سوخت
در شعله نيم ديگرم آهسته آهسته
خوابيدم بر شانه‌ها و مي‌برندم ... نه
تابوت را من مي‌برم آهسته آهسته
آن پيرزن، اين زن به چشمم آشنا هستند
دارم به جا مي‌آورم آهسته آهسته

اين خبر مي‌ريخت
خواندم، پدر جاي تو خالي است
از چشم‌هاي خواهرم آهسته آهسته
ديگر براي آستين بالا زدن دير است
اين را بگو با مادرم آهسته آهسته

به اميد ديدار