شعر
وداعی کرد طولانی که گویی بار آخر بود
و او می رفت آهسته به سوی خاکریز عشق/
وجبهه از حضور او پر از احساس باور بود
دو چشمش خیس از اشک و دلش لبریز از احساس/
میان جمع بود اما دل او جای دیگر بود
عجب حال عجیبی داشت آن شب در دل سنگر
و او آماده پرواز مثل یک کبوتر بود
زمان حمله نزدیک و همه آماده رفتن/
نوای کاروان آن شب پر از الله اکبر بود
چپیه روی دوش او به سر سربند یا حیدر/
و او در کارزار جنگ چو سربازی دلاور بود
زمین دریایی از خون شد،زمرگ لاله های سرخ/
و او مانند یک ماهی به شط خون شناور بود
که ناگه ترکشی خورد و تبسم کرد و پرپر شد/
از او در ذهن من باقی، همان لبخند آخر بود

عکس
تو التماس نگاه کدام پنجرهای / که نقش بسته نگاهم به طرح قالی تو . .
مرحوم حاجی ابراهیمی ( عموی شهید حسین ابراهیمی و پدر خانم شهید غلامرضا ابرهیمی )
عکس
رفت و حتی کسی از جبهه نیاورد به شهر / چفیه و قمقمه اش کوله و پوتینش را . .
مرحوم حاج احمد رضائیان ( پدر شهید غلامعلی رضائیان )
شهید غلامعلی رضائیان
عکس
این همه شب است و باز، این همه حضور تلخ / فصلهای محکم خالی از بهار ماند . . .
مرحوم حاج علی ابراهیمی( پدر شهید غلامرضا ابرهیمی )
عکس
قول داده بودم که عکسای قدیمی و بزرگان طایفه را براتون در وبلاگ بگذارم این چند عکس رو فعلا داشته باشین تا بقیه هم در فرصت مناسب ارائه بدهم.
چشم پاک دختری از جملهای تر مانده است / چشمهای پاکش اما خیره بر در مانده است
روی دیوار اتاق کوچک تنهاییاش / عکس بابایش کنار شعر مادر مانده است . .
شهید غلامرضا ابراهیمی(پدرم)
باز هم در دل جنون آغاز شد / زخم میدانهای مین ابراز شد
باز هم مجنون لیلایی شدیم / بعد عمری باز شیدایی شدیم .
روییده زتربت شهیدان، گل سرخ / پیغام شهید است به دوران، گل سرخ
تا جان دگر فدا کند رهبر را / روییده هزار باغ و بستان، گل سرخ . . .
دعا
خدایا
خوش به حال آنکه قلبش مال توست
حال و روزش هر نفس، احوال توست
خوش به حال آنکه چشمانش تویی
آرزوهایش همه آمال توست

از حضرت علی (ع) پرسیدند:
واجب چیست و واجب تر چیست؟ نزدیک چیست و نزدیکتر چیست؟
شگفت چیست و شگفت ترچیست؟ مشکل چیست و مشکلتر چیست؟
حضرت جواب دادند:
واجب اطاعت از خداست و واجب تر ترک گناه است! نزدیک قیامت است و نزدیکتر مرگ!
شگفت دنیاست و شگفت تر علاقه ی به دنیا! مشکل قبر است و مشکل تر بی توشه رفتن!
.gif)
فطر
کم کم غروب ماه خدا دیده می شود
صد حیف از این بساط که برچیده می شود
همیشه وقتی مهمونی ها تموم میشه، حس غریبی دارم…
چه برسه به این دفعه که مهمونی خدا داره تموم میشه
عید فطر
فرا رسیدن عید سعید فطر بر شما عزیزان مبارک
یابن الحسن!
سی شب به تو التماس کردم
این لحظه جواب طالب ام من
خواهی بنواز و خواه رد کن
احسان و عتاب طالب ام من
برخیز که عید فطر آمد
ساقر بزند ز باده عشق
خطی تو بیا بخوان برایم
از نامه سرگشاده عشق
آن نامه که دادی از برایم
با مطلع بی فتاده عشق
گفتی که سحر بیا به کویم
ای خسته ز سیر جاده عشق
مائیم ولی تو مخور غم
ای بنده خانزاده عشق
بر خیز که عید فطر آید
ای کاش سحر نیاید امشب
بیرون نروم زمیهمانی
تا یار ز در نیاید امشب
امضا نشود کتاب ما تا
از یار خبر نیاید امشب
این سی شب و روز ما نه ارزد
تا او به نظر نیاید امشب
در دام فراغ جان سپارم
آن ماه اگر نیاید امشب

